مسابقه خاطره نویسی 4 خرداد 94

مسابقه خاطره نویسی

به مناسبت روز مقاومت و پایداری مردم دزفول 4 خرداد

جلسه شهید حسن(مسلم)شیرسیاه(جوانان)

4 خرداد 94

خاطره اول از آقای علیرضازمان زاده:

با سلام بر مردم غیور و سلحشور دزفول

شهر ما دزفول در دوران دفاع مقدس سراسر خاطره است.سخن گفتن از آن روزها بسیار سخت است.

خاطره من از آن روزها این است شهر دزفول مورد اصابت موشک قرار می گرفت آن موقع شب

که همه خواب یا در استراحت بودند با اینکه می دانستند ازطرف دشمن بعثی مورد حمله قرار میگیرند

در شهرو منزل خود می ماندند و سنگر مقاومت را خالی نمی کردند و وقتی شهر مورد اصابت مردم

قرار می گرفت همه به کمک همدیگر می رفتند.

این بزرگ ترین خاطره من از دوران دفاع مقدس میباشد زیرا همه روزها برای مردم دزفول خاطره ایثار

و مقاومت بود و الحق بجا شهر ما را شهر مقاومت گذاشتند و ما باید به این همه صبر و پایداری افتخار

کرد و ما هرچه داریم از ایثار شهیدان عزیز خود داریم.

                                                                                       والسلام

خاطره از طرف پدرم

 

خاطره اول از آقای احمدرضازمان زاده:

مردی به نام رستم رستمی که اهل بهبهان بود که در جبهه با ما هم سنگر بود. به او هیچگاه اجازه

رفتن به جلوی جبهه را نمی دادند ولی یک روز در عملیات والفجر به ناچار اورا برای رساندن کمک

فرستادیم که بعد از ساعاتی خبر شهادت او را به ما رساندند.

او نمیخواست که کسی او را رستم صدا کند و وقتی او را رستم صدا میکردند ناراحت می شد.او

میخواست به اسم حسین صدایش کنند چون به نقل از خودش می خواست با گذاشتن این اسم

روی خود چند قدمی به مقام والای شهادت نزدیک تر شود.

او وصیت کرده بود که اگر شهید شدروی سنگ قبرش نام حسین را حک کنند.

                                               والسلام

به نقل از پدرم

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.
ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!