ذکر یونسیه

حضرت یونس(علیه السلام) از پیامبران الهی بود که سال‌های متمادی برای هدایت قوم خود تلاش کرد.

او زمانی که از ایمان آوردن قومش نا امید شد،

با ناراحتی و غضب، آنها را رها کرد: «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْه»؛[1] «النون»

به معنای «حوت» و ماهی بزرگ است و مراد از «ذا النون» صاحب حوت؛ یعنی حضرت یونس

علیه السلام می‌باشد.[2]

یونس(علیه السلام) قبل از این ‌که به او دستور هجرت داده شود، آنها را رها کرد.[3] این عمل،

اگرچه بر اساس موازین دینی برای ایشان حرام و مکروه نبود،‌ اما گزینه بهتر این بود که تا رسیدن

دستور صریح پروردگار مبنی بر هجرت در کنارشان می‌ماند و صبر پیشه می‌کرد: «فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ

وَ لا تَکُنْ کَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى‏ وَ هُوَ مَکْظُومٌ».[4]

در نهایت یونس نبی به جهت این ترک اولی محکوم به حیات در درون شکم ماهی شد. تحمل چنین

زندانی غیر طبیعی که هزاران برابر سخت‌تر از زندان‌های عادی می‌باشد، بسیار سخت است چون

در شکم ماهی، ظلمت و تاریکی به معنای واقعی کلمه وجود دارد.

یونس در چنین فضایی با خدای خود مناجات کرده و از عملی که انجام داده توبه می‌نماید و به درگاه الهی

چنین عرضه می‌دارد: «...فَنادى‏ فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ».[5]

با این‌که در قرآن از انبیای مختلف مانند ابراهیم،[6] زکریا،[7] و... دعاهایی نقل شده است، با این حال

دعای یونس از جمله مشهورترین بوده و در دعاهای مختلفی از آن استفاده شده است و شاید این به

جهت نوع گفتار و شرایطی باشد که دعا در آن شرائط بیان شده است.

اکنون به چند روایت که به خواندن دعای حضرت یونس(علیه السلام) به صورت مستقل و یا در ضمن

دعایی دیگر توصیه می‌کند، توجه فرمایید:

1. محمّد بن الفرج گوید: «امام محمّد تقى(علیه السلام) این دعا را در نامه‌اى برایم نوشت و به من

تعلیم داد که چگونه باید آن ‌را بخوانم و معناى آن چیست، و فرمود: هر کس این دعا را پس از نماز

صبح بخواند از خداوند درخواست حاجتى نمی‌کند، مگر این‌که خدای عزّ و جلّ مشکل و مطلب او را

برایش آسان گرداند و گرفتاری‌هاى او را کفایت فرماید و آن دعا چنین است: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ صَلَّى

اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‏ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ فَوَقاهُ اللَّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا لا إِلهَ

إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ ...».[8]

2. در منطقه ربذه، مردی از خراسان خطاب به امام صادق(علیه السلام) فرمود: فدایت شوم؛ فرزندی ندارم

[راهی برای فرزند دار شدن نشانم دهید]. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «زمانی که به شهر خود

برگشتی و در کنار همسرت قرار گرفتی، این سه آیه را بخوان: وَ ذَا النُّونِ‏ إِذْ ذَهَبَ‏ مُغاضِباً فَظَنَ‏ أَنْ‏ لَنْ‏

نَقْدِرَ عَلَیْهِ‏ .... ان‌شاء الله فرزندی به تو عطا خواهد شد».[9]

3. امام صادق(علیه السلام): «تعجب می‌کنم از کسى که محزون می‌شود؛ چرا به گفته خداوند توجه

ندارد (از این گفته برای رفع اندوهش استفاده نمی‌کند) که فرمود: لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ

مِنَ الظَّالِمِینَ‏. و در دنباله آن فرمود: وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ‏».[10]

این آیه در دعاهای دیگری نیز ذکر شده[11] و همچنین در نماز غفیله که بر آن تأکید بسیار شده است

خواندن این آیه لازم می‌باشد.[12]

منابع :
[1]. انبیاء، 87: «و صاحب ماهى [حضرت یونس‏] را [یاد کن‏] زمانى که خشمناک [از میان قومش‏] رفت و گمان کرد که

ما [زندگى را] بر او تنگ نخواهیم گرفت».

[2]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج 7، ص 96، تهران،‌ ناصر خسرو،

چاپ سوم، 1372ش؛ بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، تحقیق، مرعشلی‏، محمد عبد الرحمن، ج 4،

ص 59،‌ بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، 1418ق.
[3]. فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق: اعلمی، حسین، ج 3، ص 351، تهران، الصدر، چاپ دوم، 1415ق.
[4]. قلم، ۴۸.
[5]. انبیاء، 87: «... در آن ظلمت‌ها[ى متراکم] صدا زد: [خدایا!] جز تو معبودى نیست! منزّهى تو! من از ستمکاران بودم».
[6]. شعراء، 83. «رَبّ‏ِ هَبْ لىِ حُکْمًا وَ أَلْحِقْنىِ بِالصَّالِحِینَ * وَ اجْعَل لىّ‏ِ لِسَانَ صِدْقٍ فىِ الاَخِرِین».
[7]. آل عمران،‌38: «هُنالِکَ دَعا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لی‏ مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَه».
[8]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 326، قم، دفتر انتشارات اسلامی،

چاپ دوم، 1413ق؛ ابن فهد حلی، احمد، عدة الداعی و نجاح الساعی، محقق، مصحح، موحدی قمی، احمد، ص 268،

بیروت، دار الکتب الإسلامی، چاپ اول، 1407ق.
[9]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 6، ص 10، تهران، دار الکتب

الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛ مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق، مصحح، رسولی،

سید هاشم، ج 21، ص 19، ‌تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1404ق.
[10]. شیخ صدوق، الامالی، ص 6، بیروت، اعلمی، چاپ پنجم، 1400ق؛ شیخ صدوق، الخصال، محقق، مصحح، غفاری،

علی اکبر، ج 1، ص 218، قم،‌ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1362ش.
[11]. شیخ طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبّد، ج 1، ص 112، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة،

چاپ اول، 1411ق؛ طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 292، قم، شریف رضی، چاپ چهارم، 1412ق؛ ابن طاووس،

علی بن موسی، اقبال الاعمال، ج 1، ص 197، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1409ق.
[12]. امام خمینی، توضیح المسائل(محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج 1، ص 430، قم،

دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هشتم، 1424ق.
 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی جلسات قرآنی مسجد حضرت زینب(س)شهرستان دزفول

       موسسه جهانی سبطین - اسلام کوئست

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.
ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!