نشریه موعظه خوبان شماره 92

امام على علیه السلام: العاقِلُ مَن وَعَظَتهُ التَّجارِبُ    (تحف العقول، ص 85)

خردمند کسى است که تجربه ها او را پند دهد.

************************************

تا آن دم آخر ما محتاجیم!

 از همه بالاتر این است که انسان خودش را اصلاح کند در ماه رمضان، ما محتاج به اصلاح هستیم، محتاج

به تهذیب نفس هستیم، تا آن دم آخر ما محتاجیم. پیغمبرها هم محتاجند. انبیای بزرگ هم محتاجند،

منتها آنها احتیاج خودشان را فهمیده اند و دنبالش عمل کرده اند، و ما از باب اینکه حجاب داریم نتوانستیم

بفهمیم ، و به تکالیف خودمان عمل نکردیم. امیدوارم که ان شاءالله این ماه مبارک رمضان به همه شما

مبارک باشد. و مبارک بودن به این است که بنابراین بگذارید که به تکالیف خدا عمل کنید.

[ صحیفه امام خمینی - ره ، ج 18، ص 480 ]

************************************

روی این محاسبات مادّی و ذهنیتِ متعارفِ انسانی ، خیلی اعتماد نکن!

شرح حدیث از حضرت آیت ا.. العظمی امام خامنه ای (مدظلّه العالی)

قال علی علیه السلام : کُنْ لِما لاتَرجُو أرجی مِنکَ لِما تَرجُو

به چیزی که امید (وقوعش را) نداری از آنچه امید (وقوعش را) داری، امیدوارتر باش!

 یک محاسباتی ما در زندگی می کنیم، بر اساس این محاسبات، امید به یک چیزی پیدا می کنیم؛

حضرت می فرمایند: آن چیزی را که به آن امیدی نبسته ای، یعنی به ذهن تو حتی خطور هم نکرده است،

به آن امید وارتر باش تا آن چیزی که محاسبه اش را کردی و یک نتیجه ای برایش در نظر گرفتی و به

آن امیدوار شده ای؛ یعنی روی این محاسبات مادّی و ذهنیتِ متعارفِ انسانی، خیلی اعتماد نکن!

این طور نباشد که خیال کنی آنچه تو فکر کردی ، محاسبه کردی، آن حتماً تحقق پیدا خواهد کرد. نه،

عوامل دیگری هم وجود دارد که از آن عوامل اطلاعی نداری، غافلی. آن عوامل گاهی کار می کند،

یک نتیجه ای می دهد که تو امید به آن نتیجه نداشتی. بعد حضرت مثال می زنند: همانا

حضرت موسی آتشی را از دور دید و به اهلش گفت « باشید من بروم از این آتشی که دیدم، آتشی

بیاورم مثلا گرم بشویم ، یا غذا بپزیم، دنبال آتش رفت، اما آنچه بدست آورد قابل مقایسه نبود

با آنچه دنبال آن رفته بود.خدای متعال به او رتبه نبوّت را بخشید و او درحالی برگشت که پیغمبر

بود و ... (بنابراین از این روایت می توان نتیجه گرفت) تصور اینکه ممکن است خدای متعال در این

راهی که ما می رویم تقدیر نیکو تری از آنچه ما در نظر داریم، کرده باشد، این را باید در ذهن داشت.      

 ( 5 / 11 / 93)

************************************

کلاه شیطان

( از فرمایشات آیت الله مجتهدی تهرانی - ره)

 غیبت اقسامی دارد.گاه انسان با کنایه غیبت می کند. مثلاً صحبت دنیا می شود، می گوید:

« الحمدلله که ما ریاست طلب نیستیم.» با گفتن همین جمله به کنایه می گوید که فلان کس

ریاست طلب است. یا می گوید: « الحمدلله که ما مرید باز نیستیم » . یعنی آن شخصی که صحبت

او شده مرید باز است. الحمد لله یک ذکر است، اما گفتن همین ذکر در اینجا باعث می شود که

انسان جهنمی شود.گاه با اشاره غیبت می کند : مثلاً من در حال گفتن یکی از رذایل اخلاقی هستم،

شما به بغل دستی ات می زنی، می گویی: « منظورش فلان کس است » . یا با چشم اشاره

می کنی که او را می گوید .اگر با چشم هم به کسی اشاره ای بکنی، غیبت پای تو نوشته می شود.

در قرآن کریم می خوانیم: « وَیلٌ لِکُلّ هُمَزهٍ لُمَزَهٍ ». این آیه اشاره به همین افراد می کند. یعنی وای

بر کسانی که با چشم و با اشاره غیبت می کنند. گاه ظاهراً دلسوزی می کنیم، اما قصدمان غیبت

کردن است. مثلاً می گوییم: دلم خیلی برای فلانی سوخت، امروز در بازار متوجه شدم که چک هایش

برگشته! آبرویش رفت. نباید چنین حرفی را بزنی، این حرف غیبت است . شاید آن شخص دلش نخواهد

کسی متوجه این امر بشود. شاید که دوست ندارد کسی بفهمد که چک های او برگشت خورده و

او را به زندان برده اند. شیطان گاهی اوقات این گونه کلاه سر آدم می گذارد. می گوید: دلم برایش

سوخت !

[ محمودی گلپایگانی ، در محضر مجتهدی ، ج2 ، انتشارات مستجار ، ص 257 ، 1392 ]

************************************

زمن مرنج اگر پُر نِگه کنم سویت      گرسنه چشمم وسیری ندارم از رویت

 روزی پیامبر در مسجد نشسته بودند ، یک جوانی دو سه روزی پشت سر هم می آمد به آقا رسول الله (ص)

نگاه می کرد ، البته نه نگاه معمولی ، بلکه نگاهی که یک عاشق به معشوق و محبوبش می کند ! و

می رفت . یک روز وقتی مشغول نگاه کردن بود ، پیغمبر(ص) گفتند که چرا این قدر نگاهم می کنی؟! گفت

از بس که دوستت می دارم .

 زمن مرنج اگر پُر نِگه کنم سویت          گرسنه چشمم و سیری ندارم از رویت

 تا گفت که از بس دوستت می دارم ، حضرت گفت اَبَمِثل نَفسک ؟ به اندازه خودت مرا دوست داری ؟!

گفت اختیار داری یا رسول الله خیلی بیشتر، آقا فرمود ابمثل اَبیک ؟ به اندازه پدرت منو دوست داری؟

گفت خیلی بیشتر. حضرت فرمود: ابمثل امِّک؟ به اندازه مادرت ؟ گفت: بازهم بیشتر. در آخر پیامبر گفت

ابمثل ربّک؟ به اندازه خدا دوستم داری؟ گفت: «لا » جوان رو به پیامبر گفت : اى پیامبر اللّه اللّه اللّه که

بمانند خدا شما یا دیگرى را دوست بدارم من که شما را دوست مى دارم براى خداست .پس پیامبر

صلى الله علیه و آله به همراهان خود فرمود: این چنین باشید خداوند را بر نعمت ها و نیکى هایش بر

شما، دوست بدارید و مرا بدوستى خدا دوست بدارید.

(إرشادالقلوب ، شیخ مفید، 1 / 161 / الباب التاسع و الأربعون فی الأدب مع الله پیاده شده از

سخنرانی صوتی حجت الاسلام و المسلمین راشد یزدی پیرامون احترام به والدین )

************************************

من تعجب می کنم که چرا تا حالا دیوانه نشده ام؟!

 به نقل از فرزند بزرگوار آیت الله مرندی آمده است: پدرم شب ها زود می خوابید تا صبح بتواند برای

نماز شب و مناجات برخیزد و وقتی از خواب بر می خاست مقداری چای می نوشید تا برای مناجات و

عبادت نشاط پیدا کند. خانم والده می فرمودند که یک بار از خواب بیدارشدم، دیدم آقا در دل شب در

آن سکوت، مثل ابر بهاری اشک می ریزد و فریاد و ناله عاشقانه اش سکوت شب را درهم شکسته است،

با تعجب پرسیدم: آقا! این همه گریه برای چیست؟! فرمودند: «از آن چیزی که من اطلاع دارم اگر شما

مطلع بشوید به کوه ها فرار می کنید! » سپس فرمود: « من تعجب می کنم که چرا تا حالا دیوانه

نشده ام؟! » امام علی(ع) فرمودند: «ای بندگان خدا! از خدابترسید، همچون ترسیدن انسان

خردمندی که اندیشه مبدا و معاد او را مشغول داشته و ترس از خدا و رستاخیز، پیکرش را فرا گرفته

و رنجور کرده و عبادت های شبانه، خواب از چشمش ربوده و همان اندک خوابش را هم از او گرفته است. »

[ نهج البلاغه - خطبه 83 / رستگاران-ص152 ]

************************************

هیچ وقت زندگی بدون قرآن را قبول مکن !

 امّا ، برادرم چون وظیفه یک دوست آن است که از هرجهت مواظب دوستش باشد لذا من هم با همه

بی لیاقتی خود چند نکته را متذکّر می گردم و آن اینکه برادر ، ماه رمضان ، ماه قرآن است و شادابی دلهای

بیدار ... حیات ما قرآن است و با او بودن ، پس هیچ وقت زندگی بدون قرآن را قبول مکن و در پناه قرآن زشتی ها

را از خودمان دور کنیم و با توسل و تمسّک به قرآن، خوبی ها را در خود پرورش دهیم و بارور کنیم.

برادرم! ؛ خیلی از برادران در موقعیت سنّی شما ارتباط خوبی با قرآن و کتابهای خودسازی داشته اند

و خوب از خودشان مواظبت می کردند اما همین که چند صباحی از عمرشان گذشت بی حال شدند و

حال عبادت و مناجات و مطالعه کتب اسلامی را از دست دادند. لذا مواظبت کن از حالات خودت تا دچار

این کسالت روحی نشوی ، که ان شاءا... هیچ وقت نخواهد شد و این تذکّرات به خودت قسم ، به خودم

هست نه به تو. به هر حال از شما خیلی التماس دعا دارم.

[ نامه سردار شهید مهدی خوش سیرت معاون لشکر قدس گیلان به یکی از همرزمانش

در رابطه با ماه مبارک رمضان در تاریخ 66/2/21 دو ماه قبل از شهادت / راوی : همرزم شهید ، پیاده شده از فایل صوتی ]

************************************

یک استفتاء

سوال: دخترانی که تازه به سن تکلیف رسیده‏اند و روزه گرفتن بر آنها مقداری مشکل است، چه حکمی

دارند؟ آیا سن بلوغ شرعی دختران اکمال نه سال قمری است؟

جواب: بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعی دختران همان تکمیل نه سال قمری است که در این هنگام روزه

بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضی از عذرها جایز نیست، ولی اگر روزه گرفتن برای ایشان ضرر

داشته باشد یا تحمّل آن برایشان همراه با مشقّت زیاد باشد، افطار برای آنها جایز است.

استفتائات مقام معظم رهبری - www.leader.ir

 

دریافت نشریه برای چاپ سیاه و سفید                   دریافت نشریه برای چاپ رنگی
 

                                       
 

 

منبع: جلسات قرآنی مسجد حضرت زینب(س) شهرستان دزفول

       پایگاه اطلاع رسانی سراج اندیشه

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.
ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!