شعائر اسلامی از دیدگاه استاد مطهری/ مهم حتما بخوانید+ pdf

کلمه ی ((شعار))، هم خانواده کلمه ی شعور است و در آن درک و فهم نهفته

است. شعار عبارت است از چیزی که نوعی اعلام وابستگی به یک گروه یا فرقه

و جمعیت معین در آن باشد. اسلام خواسته مسلمانی ما در ظاهرمان، قیافه

و لباس، مجالس، معابر و همه ی کارها و شئون زندگی ما نمایان باشد. اسلام

اجازه نمی دهد که ما مسلمان باشیم اما شعارهایمان را از دیگران بگیریم. اینکه

ما شعارهایمان را مثلاً از غربیها بگیریم بدین معناست که ما لقمه ی آماده ای

هستیم برای غربیها که ما را ببلعند. مهمترین اصل اعتقادی ما توحید است.

این شعار محتوایش این است که من به خداوندی معتقدم که جامع جمیع

صفات کمال است؛ یعنی اگر بنده ای در راه رضای او گام بردارد عنایاتی

شامل حالش می شود. برخی از ما، مردم شخصیت باخته ای هستیم.

خیال می کنیم اگر در مقابل یک فرنگی قرار گرفته بگوییم:

((بسم الله الرحمن الرحیم))، ما را به کهنه پرستی متهم می کنند. چنین نباید

باشد. هرجا منطق شما قوی است از آن دفاع کنید.

آهسته هم نگویید،‌ باید بلند بگوید. بلند گفتن است که اثر دارد. همچنین اگر

می خواهید بچه تان موحد شود باید از ابتدا با این شعارها در تماس باشد.

بچه ای که ببیند پدرش هر کاری که می کند؛ می خواهد غذا بخورد،

سوار ماشین شود و ... این شعارها را می دهد کم کم در روحش اثر

می گذارد، اما متأاسفانه ما این شعارها را فراموش کرده ایم. البته

خوش بختانه یک شعاری که هنوز در بین ما زنده است و باید آن را بیشتر

زنده نگه داریم، شعار نبوت است؛ یعنی صلوات. شعارهای اسلامی

منحصر به این سنخ شعارها نیست. مثلاً مسأله ی نامگذاری هم یک نوع

شعار است و متأسفانه جامعه ما تحت تأثیر غرب زدگی در حال از دست

دادن آن است. هر ملتی اسمهایی که مخصوص خودشان است روی

بچه شان می گذارد و این از مظاهر بدبختی ماست که هر چه از غرب می آید

را مطلقاً تبعیت می کنیم. ((رابرت)) اسم ما نیست، البته اسم دنیای

مسیحیت هست وبرای آنها اشکالی ندارد. اینها مظاهر تمدن و درک و

فهم و شعور نیست که کسی به جای این که اسم بچه اش را حسن، حسین،

مصطفی، ابوالقاسم، باقر، صادق، ابراهیم، اسماعیل و ... بگذارد، اسم

گبرهای سه چهار هزار سال پیش را بگذارد. یکی دیگر از اصول اعتقادی

ما معاد است. وقتی ما می گوییم مسلمانیم یعنی مردن نزد ما با مردن

یک نفر ماتریالیست فرق دارد. مردن نزد وی یعنی معدوم شدن، ولی از

نظر یک مسلمان یعنی جابه جا شدن از خانه ای به خانه ی دیگر و کسی

نمی تواند خود را مسلمان بداند و در این شک داشته باشد. یکی دیگر از

شعارهای ما مسجد است. احترام مسجد و مشاهده مشرفه را حفظ کنید.

خانم ها لااقل هنگامی که به مسجد، حرم معصومین و ... می روند، این

شعار اسلامی حجاب را حفظ کنند. اینجا گناهش دو ترابر است چون احترام

مسجد را درهم بشکسته و این از اولی نیست. یکی دیگر از شعارهای ما،

که شعار اصول اسلامی است اذان می باشد. اسلام خیلی برای اذان

اهمیت قائل شده ولی حالا کار ما به جایی رسیده که هر کس برای خود

ذره ای به اصطلاح احساس شخصیت می کند گویی کسر شأنش است

که بایستد و فریاد اذان سر دهد حال آن که این یک افتخار است. در میان

شعارهای اسلامی هیچ شعاری به اندازه اذان جنبه شعاری ندارد. اسلام

چون یک دین ناطق است همانطور که تفاوت انسان از حیوانات دیگر را

در نطق دانسته اند، شعارهایش هم گویاست و با انسان حرف می زند

و شعار تصویری ندارد، برعکس در جوامع دیگر شعار تصویری هست مثل

صلیب که شعار مسیحیت است. اسلام نه تنها به تصویر سازی تمایل ندارد

بلکه مخالف هم بوده است. این مطلب در زمان خود معصومین(ع) هم بوده

که عده ای می خواستند تصویر آنها را بکشند. اما اسلام چون نسبت به

توحید بسیار غیور است از اول مجسمه سازی و خصوصاً تراشیدن مجسمه ی

اولیایی دین مخالف بوده. این تصویرها همه بی اساس است و عجیب این

است که در همه ی اینها یک حالت خشنی نمایان است. دشمنان امام اول

بر حضرت عیب می گرفتند که وی خنده روست و لذا برای خلافت خوب نیست؛

درحالیکه این خاصیت هر مؤمنی است که: ((شادی و خوشحالی اش در

چهره او نمایان و ناراحتی و غمش در سینه ی او پنهان است.))

نهج البلاغه حکمت 333

امام فقط وقتی وارد جنگ می رفت شمشیر بر می داشت؛ نه اینکه شمشیر

روی زانویش باشد. اسلام شعار عددی هم ندارد، که مثلاً از نظر اسلام، باید به

عدد معین احترام بگذاریم. حساب ابجد یک رمز واقعی و قانون حقیقی نیست

که بعضی حساب می کنند که مثلاً اسم مبارک(( م ح م د )) 92 می شود یا ...

حال اگر ما یک جمعی تشکلیل دادیم خوب است 92 نفر باشیم نه 91 یا 93 نفر.

اسلام از این بازیها خوشش نمی آید و حتی یک حدیث ضعیف هم نمی توانید

برای این پیدا کنید. یکی دیگر از شعارهای اسلام که مورد بی اعتنایی قرار می گیرد،‌

((سلام)) است. اسلام برای برخورد افراد با یکدیگر، شعاری وضع کرده که قبل

از اسلام هم نبوده و آن گفتن ((سلام علیکم)) است. سلام شعار اهل بهشت

است. هنگامی که دو نفر بهم می رسند، کلاه برداشتن و امثال آن شعار اسلام

نیست. سلام یعنی من با تو اعلان صلح و صفا می کنم و برای تو آرزو و دعای

سلامت و تندرستی روحی و جسمی دارم. شما اگر جایی شعاری بهتر از این

پیدا کردید آن وقت دست از سلام گفتن بردارید.

 

 کل مطلب در pdf

منبع: جلسات قرآنی مسجد حضرت زینب(س) – شهرستان دزفول

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.
ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!