گرچه دیدار برادر نرسیدی بانو! - شعر

گرچه دیدار برادر نرسیدی بانو!
بدنی زیر سم اسب ندیدی بانو!

خبرِ چند برادر تو شنیدی امّا
سرِ نی آیۀ قرآن نشنیدی بانو

داغ مرگ همه اصحاب چشیدی آری
درد کعب نی و سیلی نچشیدی بانو

شعلۀ هجر برادر جگرت را سوزاند
رأس او را سر بازار ندیدی بانو

عمه ات زینب مظلومه به ویرانه اسیر
تو به قم خلوت محراب گزیدی بانو

احترامت همه جا حفظ شد ای بنت رسول
چون نسیمی سوی قم پاک وزیدی بانو

مثل مولای غریبت که به غربت جان داد
به غریبانه ترین وجه ، شهیدی بانو

صبر تو زینبی و همت تو فاطمی است
با همین رتبه به اهداف رسیدی بانو

مکتب فاطمه را خوب که احیا کردی
دل ز دنیای پر از غصّه بریدی بانو

نهضت روح خدا را تو به بار آوردی
نهضت فاطمه را صبح سپیدی بانو

کربلا را ز مدینه تو به قم آوردی
مُلک ری را تو به ایثار خریدی بانو

قمِ تو بارگه نور و قیام و شرف است
همچو خورشید از این شهر دمیدی بانو

قطعه ای از حرم حضرت زهرا حَرمت
حرمش را تو به تصویر کشیدی بانو

پرچم علم و عمل را تو کشیدی بر دوش
زیر این بار گران گرچه خمیدی بانو

منبع: جلسات قرآنی مسجد حضرت زینب(س) - شهرستان دزفول

         موسسه جهانی سبطین

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.
ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!