نشریه موعظه خوبان شماره 73

چرا جلوی او راه افتادی؟!

یک بار پس از ملاقات من با امام در جماران، یکی از مسئولین مملکتی برای انجام کارهای جاری

به خدمت امام رسید و به همراه او پدر پیرش دیده می شد. پس از این که وی از خدمت امام بازگشت،

گفت: وقتی خواستم به حضور امام برسم، من جلو افتاده بودم و پدرم هم پشت سر من بود. پس از

تشرّف، پدرم را به امام معرفی کردم. امام نگاهی کرده و فرمود: این آقا پدر شما هستند؟ عرض کردم:

بله. امام فرمودند: پس چرا جلوی او راه افتادی و وارد شدی؟!

(حجت‌الاسلام غلامحسین جمی ، نشریه پیام انقلاب، شماره69)

 

ممکن است تا قبل از فردا نباشیم

قال علیٌ علیه السلام : مَا أُنْزَلَ الْمَوْتَ حَقَّ مَنْزِلَتِهِ مَنْ عَدَّ غَداً مِنْ أَجَلِهْ.     ( امالی ، ص 170 )

تعبیر کوتاه و بسیار گویا و عبرت انگیزی است . می فرماید : کسی که فردا را جزو مهلتِ عمر خود و زندگی

خود بداند ، مرگ را درست نشناخته و در جای حقیقی ِ خود قرار نداده است این که ما خیال کنیم یک چند

سال دیگر هستیم ، ... این یک نگرشِ عامیانه است، ... ممکن است تا قبل از فردا ما نباشیم، کما اینکه

نظایرش را فراوان دیدید. در دعای صحیفه سجادیه، تعبیر عجیبی است ، می فرماید : پروردگارا! به من آن

روحیه را عطا کن! که امیدِ رسیدنِ نفسِ بعدی را به این نفس نداشته باشم. داریم راه می رویم ، این

که قدمِ بعدی حتماً از سوی ما برداشته خواهد شد ، این را ما خاطر جمع نباشیم.... اگر این روحیه را

پیدا کردیم دیگر انسان کارها را عقب نمی اندازد. و کارهای لازم را در وقتش انجام می دهد.

شرح حدیث از مقام معظم رهبری حضرت آیت ا... امام خامنه ای (مدظله العالی)  [ جلسه 30 درس خارج ، 7 /10/ 1393 ]

 

معیار خدمات او نیاز مردم بود

مرحوم حاج حبیب الله بیگدلی خیاط علما و بسیاری از بزرگان در قم بود ، ایشان نقل می کند

“ آیت الله محمود مدرّسی یزدی یک وقتی به من فرمودند، سن شما چقدر است؟ گفتم چند روزی

است شیطان پیشانی مرا بوسیده است. ایشان خیلی خندید، به ایشان گفتم: با عرفا باید اینجوری

حرف زد. خیلی باهوش بود. کارهایی را می کرد که دیگران نکرده بودند. مردم او را بخاطرساختن

سرویس های بهداشتی و ... مذمت می کردند. می فرمود: عیب ندارد. همه می روند مسجد می سازند

که مردم بروند در آن نماز بخوانند تا آنها ثواب ببرند. ما نیز می خواهیم مکانی برای قضای حاجت

بسازم تا مردم استفاده کنند و من ثوابش را ببرم. این دستشویی های نزدیک مسجد امام حسن عسکری

علیه السلام در قم را ایشان ساخته است. یعنی معیار خدمات او نیاز مردم بود و احتیاج مبرم جامعه،

نه آنچه که شهرت آور باشد یا آبرو محسوب شود.

( منبع : کتاب ناگفته های عارفان و داستانهایی از علما - سایت صالحین)

 

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ    ( از فرمایشات آیت ا... مجتهدی تهرانی – ره)

دلبستگی برای دنیا دیوانگی است . اگر انسان دنیا را برای دنیا بخواهد ، دیوانه است . اما اگر دنیا را

برای آخرت بخواهد ، برای کمال و معرفت و علم و خدمت به خلق و ... بخواهد خوب است . ... من یک

روز خانه مرحوم تحریری رفته بودم ، دیدم یک بیت شعر نوشته و روی پیش بخاری خانه اش گذاشته؛

تمام دنیا در این یک بیت شعر وصف شده ، این یک بیت شعر یک کتاب است :        

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ               ای هیچ ، برای هیچ در هیچ مپیچ

" ای هیچ " که در مصراع دوم آمده منظورش به ماست. می گوید " ای انسان تو هیچی نیستی! بله

اگر ما چیزی بودیم جلوی مرگ را می گرفتیم . و ...

[ منبع : در محضر مجتهدی ، ج2،صص 267-268]

 

باید همه به سوی خداوند متعال فرار کنیم  

دستورالعملی از آیت الله انصاری شیرازی (رحمة الله علیه)

أمیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمود:”برای جانهای شما بهایی جز بهشت نیست، پس آن را به کمتر

از بهشت نفروشید”. دنیا و ریاست بر دنیا مثل غذایی است که پای دندان انسان مانده و با خلال کردن

بیرون می اندازد. ایشان با توصیه بر تداوم ذکر “الهی یا حیّ یا قیوم” برای تذکر و تنبه بیشتر می فرمودند:

فَفـِرُّوا إلی الله باید همه به سوی خداوند متعال فرار کنیم. وَ أنذِرهم یومَ الحسرة إذ قـُضِیَ الأمرُ آخر عمر

انسان خیلی حسرت می خورد، چون وقتی است که کار از کار گذشته است .

[ منبع: پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام عاملی]

 

خدمت به مادر

شیخ اعظم شیخ مرتضی انصاری(ره) ، فقیه بزرگ، مادرش را تا نزدیک حمّام به دوش مى گرفت

و او را به زن حمامى می سپرد و مى ایستاد، تا بعد از پایان کار او را به خانه برگرداند. هر شب

به دست بوسى مادر مى آمد، و صبح با اجازه او از خانه بیرون مى رفت. پس از مرگ مادر به شدت

مى گریست فرمود گریه ام براى این است که از نعمت بسیار مهمى چون خدمت به مادر محروم شدم،

شیخ پس از مرگ مادر با کثرت کار و تدریس و مراجعات فراوان ، تمام نمازهاى واجب عمر مادرش را

خواند، با آنکه مادر از متدیّنه هاى روزگار بود.

( منبع : کتاب آداب الطلاب، شاکر برخوردار فرید )

 

رفاقت‌های زمان جنگ (روایتی به نقل از سردار قاسم سلیمانی)

رفاقت‌های زمان جنگ عجیب بود؛ یک فرمانده گردان به نام «ماشاءالله رشیدی» داشتیم، او شب

عملیات «کربلای 5» می‌خواست وارد عملیات شود؛ دم خط ، به سنگر من آمد؛ گردان هنوز نرسیده

بود، او موضوعی تعریف کرد. رشیدی فرمانده گروهانی به نام زکی‌زاده داشت که دو روز پیش شهید

شده بود؛ رشیدی می‌گفت: من و زکی‌زاده باهم عهد بستیم که هر کدام از ما زودتر شهید شد،

وارد بهشت نشود، تا دیگری بیاید، دیشب زکی‌زاده را خواب دیدم که به من می‌گفت: «ماشاءالله

مرا دم در نگه داشتی چرا نمی‌آیی؟!» وقتی رشیدی این موضوع را تعریف کرد، فهمیدم که به زودی

شهید می‌شود؛ او را نگه داشتم اما رفت و درگیر خط شد؛ بلافاصله هم شهید شد.

 ( منابع : وبلاگ شهید برونسی، سایت های فارس، جام جم و ...)

 

یک استفتاء

سوال: کلیه مخارج زندگى را در حد توان براى خانواده تهیه مى‌کنم اما بعضاً همسرم تقاضاى پول نقد

بصورت ماهیانه مى‌کند و آن را نفقه مى‌داند. آیا این ادعا مورد قبول است؟ آیا هزینه دانشگاه آزاد

ایشان که خارج از حد توان است جزء نفقه محسوب مى‌گردد؟

جواب: زوجه از باب نفقه بیش از مسکن و لباس و غذاى متعارف و متناسب با شأن خودش و هزینه

درمان‌هاى متعارف، حق مطالبه چیزى از شوهر ندارد.

استفتائات مقام معظم رهبری-www.leader.ir

دریافت نشریه برای چاپ سیاه و سفید
 

دریافت نشریه برای چاپ رنگی
 

منبع: جلسات قرآنی مسجد حضرت زینب(س)

       پایگاه اطلاع رسانی سراج اندیشه

 

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.
ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!