نامه شهید خلیلی به رهبر معظم انقلاب ۱۵ روز قبل از شهادت

آقاجان!بخدا دردهایی که می‌کشم به

اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف

رضایت شما انجام داده باشم مرا

اذیت نمی‌کند. مگر خودتان بارها علت

قیام امام حسین(ع) را امر به معروف

و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان

بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح

جامعه تذکر لسانی است؟ یعنی تمام

کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای

انقلابی‌گری دارند حرف شما را

نمی فهمند؟

 

سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر

چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوستانم

خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،

شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها

بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل

خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند.

آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند

دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند

کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند

میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر

من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید

هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت :

پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!

من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال

در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید

امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.آقاجان!بخدا دردهایی که میکشم

به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند.

مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟

مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟یعنی تمام کسانی

که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟یعنی شما اینقدر

بین ما غریب هستید؟؟

رهبرم!جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های

شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.آقا جان!

من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند

و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های

شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

منبع: شجره طیبه صالحین

پایان

درد دل :

حتما باید شهیدی بدهیم که بفهمیم آن مسئله مسئله مهمی است ، حتما باید

هزاران شهید بدهیم تا بفهمیم دفاع از این آب و خاک مهم است ، حتما باید امام حسین(ع) شهید

بشود تا بفهمیم اسلام در خطر است ، حتما باید علی خلیلی هایی پر پر شوند تا بفهمیم

امر به معروف و نهی از منکر چقدر مهم است ؛ چرا بعضی ها نمی خواهند بفهمند که گناه خودشان

به بقیه هم ضرر می زند ، می شود همان مثل معروف که شخصی زیر پای خود در کشتی سوراخ

می کرد و در جواب اعتراض بقیه که این جای خودم هست ، آخر دیوانه همه را می کشی ولی

نمی فهمند ؛ یک جریان واقعی که همین چند شب پیش اتفاق افتاد می گویم تا بفهمیم که چقدر

گناه یک فرد به تمام اجتماع ضربه می زند ، چند شب پیش از بچه های جلسه سوار موتور

می شوند و در نزدیکی مسجد به دنبال کاری می روند که دو نفر که سوار موتور بودند جلوی

آنها را گرفته و با قمه قصد سرقت موتور را داشت ، (ساعت 20 شب) که خدا را شکر به خیر

می گذرد ، البته دزدها فرار می کند ، فردا شبش از بچه های کوچک جلسه که این داستان

را شنیده بود گفت:

من می ترسم شب بشه ، نمی تونم بیام جلسه ، می خوام برم خونه و جلسه نمیام ،

که البته الحمدلله با صحبت حل شد ؛ منظور از این صحبتا این است که خیلی وقتا با صحبت درست

نمیشه و کار به جاهای باریک می کشه ؛ حالا بعضی ها فهمیدند که گناهشان به

جامعه ضرر می زند.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

از شما عزیزان خواهش میکنیم نظراتتون رو در مورد این مطلب بیان کنید.

منبع: جلسات قرآنی مسجد حضرت زینب(س)

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.
ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!