پرسش هایی پیرامون حماسه کربلا شماره9

پرسش شماره 9

اگر یزید از امام حسین( علیه السلام ) تقاضای بیعت نمی کرد باز امام

( علیه السلام ) قیام می کرد؟

جواب

بعضی معتقدند که اگر یزید از امام حسین(علیه السلام) تقاضای بیعت نمی کرد، حضرت دست به قیام

نمی زد؛ همانطوری که در زمان معاویه(لعنه الله علی) قیام نکرد، چون معاویه(لعنه الله علی) از

امام حسین(علیه السلام) تقاضای بیعت نکرده بود. طرفداران این نظریه تمسک به سخن امام

حسین(علیه السلام) کرده اند که در جواب نامه معاویه فرمود:

( و ما اُریدُ لَکَ حَرْباً و لا عَلَیْکَ خِلافاً )

(( من تصمیم جنگ و مخافت با تو را ندارم ))

و فرقی هم بین حکومت معاویه و یزید نیست. لذا اگر یزید از امام حسین(علیه السلام) تقاضای بیعت

نمی کرد امام(علیه السلام) دست به قیام نمی زد.

شهید جاوید ص 122

در پاسخ به شبهه فوق باید گفت: میان دو حکومت از نظر شرائط قیام فرق است؛ چون:

اولاً: حکومت یزید ، حکومتی نو بنیاد بود که سکوت در مقابل آن جایز نبود بر خلاف حکومت

معاویه.

ثانیاً: حکومت معاویه گرچه یک حکومت بی دین بود اما معاویه شخصی بود که عاقلانه و با یک

سیاست خاصی حکومتداری می کرد بر خلاف یزید که یک شخص متظاهر به فسق وشراب خواری

بود که همیشه در حالت مست بسر می برد.

ثالثاً: امام حسین(علیه السلام) در سخنان خود بین حکومت یزید و معاویه تفاوت قائل بود. بعنوان

نمونه:

وقتی یزید به حکومت می رسد در جواب پیشنهاد مروان بن حکم که پیشنهاد بیعت به امام

(علیه السلام) با یزید را می دهد می فرماید:

( عَلَی الْاِسْلامِ اَلسَّلامُ اِذا بُلِیَتِ الْاُمَّهُ بِراعٍ مثل یزید )

(( اینک که مسلمانان به فرمانروایی یزید گرفتار شده اند باید فاتحه اسلام را خواند ))

و همچنین خطاب به استاندار مدینه در اوصاف یزید می فرماید:

( یزیدُ رجلٌ شارِبُ الْخَمْرِ و قاتِلُ النَّفْسِ الْمُحْتَرَمَهِ مُعْلِنٌ بِالفِسقِ و مِثْلی لا یُبایِعُ مِثْلَهُ )

(( یزید مردی است شراب خوار که دستش به خون افراد بی گناه آلوده گریده، او شخصی است که

حریم دستورات الهی را در هم شکسته است و علناً در مقابل چشم مردم مرتکب فسق و فجور می گردد. ))

رابعاً: امام حسین(علیه السلام) هنگام حرکت از مدینه به سوی مکه در وصیتنامه معروف خود، انگیزه

قیام و مبارزه و علت مخالفت خود با یزید بن معاویه را بیان نمود.

بعد از گواهی به توحید و نبوت و معاد فرمود:

( اِنّی لَمْ اَخْرُجْ اَشَرَاً وَ لا بَطَراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَ اِنّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلاحِ فی اُمّهِ جَدّی

(صلی الله علیه وآله وسلم) اُریُ اَنْ امُرَ بِالْمَعْرُفِ وَ اَنْهی عَنِ الْمُنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَهِ جَدّی

وَ اَبی عَلّی بْن ابیطالبً(علیه السلام))

(( من بخاطر خودخواهی و خوشگذرانی و فساد و ستمگری از مدینه خارج نمی شوم بلکه هدف من

اصلاح مفاسد در امت جدم رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و امر به معروف و نهی از منکر،

و زنده کردن راه و رسم جدم رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و پدرم علی بن ابیطالب(علیه السلام) است.))

با این توصیفات، ولو این که یزید تقاضای بیعت نمی کرد حضرت از باب امر به معروف و

نهی از منکر که در سخنانش به وضوح دیده می شود قیام می کرد.

و اگر امام حسین(علیه السلام) در زمان معاویه دست به قیام نزد بخاطر این بود که امام(علیه السلام)

منتظر یک زمان مناسب بود که با مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید، زمینه ی قیام فراهم گردید.

لذا امام(علیه السلام) اختلاف خود را با دستگاه یزید تنها بر سر بیعت با یزید نمی بیند.

 

منبع: جلسات قرآنی مسجد حضرت زینب(س)

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.
ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!