پرسش هایی پیرامون حماسه کربلا شماره5

پرسش شماره 5

آیا امیرالمؤمنین علی( علیه السلام ) از شهادت فرزندش حسین

( علیه السلام ) در سرزمین کربلا خبرداده بود؟

جواب

طبق روایات زیادی که در کتب روایی ذکر شده است، حضرت علی(علیه السلام) از شهادت فرزندش

امام حسین(علیه السلام)پیشگویی کرده، حتی در بعضی از روایات سرزمین کربلا را نیز مشخص نموده

است.

1- هنگامی که حضرت علی(علیه السلام) از کوفه برای جنگ صفین می رفت به زمین کربلا که رسید

توقف نمود و در حضور فرزندش حسین(علیه السلام) که در آنوقت حدود سی و سه سال داشت با

چهره ای اندوه و گریان فرمود:

(( ههُنا مُناخُ رِکابِهِمْ وَ مَوْضِعُ رِحالِهِم و ههُنا مُهْراقُ دِمائِهِمْ فِتْیَهٌ مِنْ آلِ محمد(صلی الله علیه وآله وسلم)

یُقْتَلُونَ بِهذِهِ الْعَرصَهِ ، تَبْکی عَلَیْهِم السَّماءُ وَ اْلَارْضُ ))

(( این سرزمین(کربلا) محل پیاده شدن و بار انداختن آنها(حسین و یارانش) است، و در اینجا خون

پاکشان ریخته می شود، و گروهی از خاندان پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) کشته می شوند و آسمان و زمین

بر آنان می گردید ))

ارشاد مفید ، ص156

بعد از قریب بیست و چهار سال، پیشگویی امیر المؤمنین(علیه السلام) در سرزمین کربلا به وقوع

پیوست. چون جنگ صفین در سال 36 هجری واقع شد و نهضت کربلا در سال 61 هجری اتفاق افتاد.

 

2-شیبان بن محزم گفته است:

من در سفر همراه علی(علیه السلام) بودم ، و چون امام (علیه السلام) به کربلا رسید فرمود:

(( یُقْتَلُ فی هذا الْمَوْضِعِ شُهَداءُ لَیْسَ مِثْلَهُمْ شُهَداءُ اِلّا شُهَداءُ بَدْرٍ ))

(دراین سرزمین شهدایی کشته خواهند شدکه همانند آنها شهیدانی جزشهدای بدرنخواهند بود)

ملحقات احقاق الحق، ج11 ص 376 به نقل از زندگانی امام حسین (علیه السلام) ؛

رسول محلاتی ص193

 

3- روزی امیرالمؤمنین(علیه السلام) به براء بن عازب فرمود:

(( یا بَراءُ! یُقْتَلُ ابْنیِ الْحُسَیْنُ وَاَنْتَ حَیُّ لا تَنْصُرْهُ ))

(( ای بَراء! فرزندم حسین کشته می شود و تو زنده خواهی بود و او را یاری نخواهی نمود.))

چون حسین(علیه السلام) کشته شد براء بن عازب می گفت: به خدا علی بن ابیطالب(علیه السلام) راست

گفت ، حسین(علیه السلام) کشته شد و من او را یاری نکردم.

به نقل از زندگانی امام حسین (علیه السلام) ؛ رسول محلاتی ص202

 

4- از هرثمه بن سلیم نقل شده که گفت:

ما به همراه علی(علیه السلام) به جنگ صفین می رفتیم، آن حضرت وقتی به کربلا رسید در آن

سرزمین نماز خواند و سپس مشتی از خاک آنجا برداشت و آن را بوئید سپس فرمود:

(( واهاً لَکَ یا تُرْبَهُ لَیُحْشَرَنَّ مِنْکِ قَوْمٌ یَدْخُلُونَ الْجَنّهَ بِغَیْرِ حِسَابٍ ))

(( وه بر تو ای خاک! براستی از تو مردمانی محشور می شوند که بی حساب داخل بهشت گردند ))

هرثمه گوید که این ماجرا گذشت تا روزی که عبیدالله بن زیاد لشکر به جنگ حسین(علیه السلام)

فرستاد،من درآن لشکر بودم و چون به نزد حسین و یارانش رسیدم ناگهان همان سرزمین راکه با

علی (علیه السلام) در آنجا نماز خوانده و آن خاک را برداشته و آن سخن را گفته بود دیده و شناختم و

از این رو از ادامه مسیر منصرف شدم و اسب خود را رکاب زد و به نزد حسین (علیه السلام) رفتم و بر

او سلام کرده و سخنی را که از پدرش در آنجا شنیده بودم باز گفتم، حسین(علیه السلام) گفت:

(( اَمَعَنا اَمْ عَلَیْنا ))

(( آیا به کمک ما آمده ای یا جنگ با ما ))

گفتم:

(( ای پسر رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) ! نه به کمک شما آمده ام و نه به جنگ شما؛ زیرا

من زن و بچه ام را در کوفه گذارده ام و از ابن زیاد برایشان بیمناکم ))

امام حسین(علیه السلام) فرمود:

(( فَوَلِّ هَرَباً حَتّی لاتَری مَقّتَلَنا فَوَ الّذی نَفْسُ حُسَیْنٍ بِیَدِهِ لا یَریَ الْیَوْمَ مَقْتَلَنا

اَحَدٌ ثُمَّ لایُعینُنا اِلّا دَخَلَ النّارَ ))

(( حال که چنین است پس از این سرزمین بیرون برو تا کشتارگاه ما را نبینی ، سوگند به آن که جان

حسین(علیه السلام) به دست اوست در این روز هر کس قتلگاه ما را ببیند و ما را یاری نکند داخل

جهنم خواهد شد ))

زندگانی امام حسین(علیه السلام) ،رسول محلاتی ص 200

 

منبع: جلسات قرآنی مسجد حضرت زینب(س)

1 نظر

  1. helenhelensays:

    سایت خیلی خیلی زیبایی داری ...

ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!