پرسش هایی پیرامون حماسه کربلا شماره2

پرسش شماره 2

چرا کوفیان به جنگ امام حسین ( علیه السلام ) رفتند؟

جواب

چه چیزی باعث شد که کوفیان با فرستادن چند هزار نامه به سمت امام(علیه السلام) و جواب

امام(علیه السلام) مبنی بر فرستادن پسر عمویش مسلم بن عقیل (علیه السلام) به جنگ با

او رفتند و فرزندرسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) را به شهادت رساندند و خانواده او را به

اسیری بردند؟

 

1- رُعب و ترس

یکی از علت هایی که باعث شد کوفیان در عین علاقه به امام حسین(علیه السلام) به جنگ با او

رفتند آن رعب و ترسی بود که از زمان زیاد و معاویه باقی مانده بود و عبیدالله نیز با کشتن میثم ،

رشید، مسلم و هانی ان ترس و رعب را بیشتر کرد.

 

2- حرص و طمع به مال دنیا

دلیل دوم آن طمع و حرصی که به مال دنیا و پُست و مقام داشتند، که عُمر سعد گفته بود:

(( فَوَ اللهِ ما اَدری وَ انّی لَحائرٌ اُفَکِّرُ فی اَمْری ))

((به خدا سوگند نمی دانم ، ومن سرگردان مانده ام و در کار خویش اندیشه می کنم))

بنابراین از کلام عُمر سعد فهمیده می شود که گرفتار عذاب وجدانی شده که آیا دنیا را بگیرد و

آخرت را از دست بدهد یا این که دنیا را بخاطر آخرت بفروشد. که سرانجام آن حرص و طمعی که

نسبت به دنیا داشت او را فریب داده و خود را در قتل امام حسین(علیه السلام) و یارانش شریک کرد.

حماسه حسینی ج3 ص 59

و حکومت ری را بر جنگ با امام حسین(علیه السلام) ترجیح داد.

 

3- به قول یکی از نویسندگان معاصر

سرزمین های اسلامی ، شام دربست طرفدار خاندان بنی امیه بود، مکه و مدینه نسبت به قیام

امام حسین(علیه السلام) عکس العمل قابل توجهی از خود نشان نداد. تنها عراق آنهم کوفه بود که بپا

خاست، اما همه آنان که برای امام حسین(علیه السلام) نامه نوشتند و او را به عراق دعوت کردند و

به وعده یاری دادند ، درد دین نداشتند ، در پی این دعوت بظاهر دینی غرضهای سیاسی نیز

نهفته بود. همین که دیدند ، حکومت شام با فرستادن پسر زیاد ، مراقب اوضاع عراق و کوفه است

جهت خود را تغییر دادند و اطلاعت یزید را بر طاعت پسر پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم)مقدم

شمردند.

قیام حسین (علیه السلام) ، سید جعفر شهیدی ، ص111-100

 

4- دلیل چهارمی که باعث شد

کوفیان به جنگ امام حسین(علیه السلام) بروند این است که:اکثریت قریب به اتفاق نسل مسلمان، در

پایان خلافت عُمر متولد و در عصر عثمان پرورش یافته و در آغاز حکومت معاویه(لعنه الله علیه) وارد

اجتماع شده بودند. پنجاه ساله های این نسل پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) خدا را ندیده بودند و

شصت ساله ها هم هنگام وی ده ساله بوده اند. چند تنی باقی بود که در کوفه ، مدینه ، مکه و یا

دمشق به سر می بردند. افراد هفتاد ساله یا بیشتر ترجیح می دادند، پیش از آن که به فکر

پرداختن به کارهای زندگی باشند آماده بستن بار سفر آخرت و پذیرایی مرگ باشند. اکثریت مردم ،

به خصوص طبقه جوان که چرخ فعالیت اجتماع را به حرکت در می آوردند یعنی آنان

که بین 25 تا 35سال سن داشتند، آنچه از نظام اسلامی پیش چشم داشتند و در آن بسر

می بردند ، حکومتی بود که مغیره بن شعبه ، سعید بن وقاص ، ولید ، عمرو بن سعید و دیگر

اشراف زاده های قریش اداره می کردند ، مردمانی فاسق ، ستمکار، مال اندوز و از همه بدتر نژاد

پرست بودند. این نسل تا خود و محیط خود را شناخته بود، حاکمان بی رحمی را بر خود می دید

که هر مخالفی را می کشت یا به زندان می انداخت. بر این اساس با یک تهدید از جانب ابن زیاد

دست از بیعت با سفیر و فرستاده حسین بن علی(علیه السلام) برداشتند و وی را تنها در کوفه گذاشتند.

قیام حسین (علیه السلام) ، سید جعفر شهیدی ، ص111-110


منبع: جلسات قرآنی مسجد حضرت زینب(س)

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.
ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!