آیا می دانید چرا امیرالمومنین علیه السلام را قضیم می خواندند؟

جنگ احد بود و کارزار سختی در گرفته بود . پرچم کفر در دستان طلحة بن ابی طلحه قهرمان غول پیکر دشمن بود .

طلحه به میدان امده بود و رجز می خواند و با صدای ضخیم  خود فریاد زد :


ای محمد : گمان می کنید که شما با شمشیرهایتان ما را به جهنم می فرستید و شمشیرهای ما سند بهشت شما ست ؟
پس حالا که چنین است ، هر کس که می خواهد به بهشت برود ، جلو بیاید .


طبق معمول جنگهای اسلام ، هرگاه  قهرمان و دلاوری از لشکر مشرکان رجز می خواند و اسلام و مسلمانان را به سخره

می گرفت ، تنها امیرمومنان علی علیه السلام بود که پیش قدم می شد. این بار نیز او پیش قدم شد و در حالی که

اشعار زیبایی می سرود  به میدان جنگاور عرب رفت .


طلحه که نگاهش به چهره جوان امیرمومنان علیه السلام افتاد ، با حالت تمسخر پرسید ؟


ای پسر نامت چیست ؟


امام با صلابت همیشگی فرمودند : من علی پسر ابوطالبم .


طلحه گفت : ای قضم می دانستم که کسی جز تو جرات جسارت به من را ندارد .


در گیری آغاز شد و امیرالمومنین(علیه السلام) با حرکتی سریع ، ضربه ای به ران او زد که دو پایش از بالای ران

قطع شد و با کمر به زمین خورد و پرچم کفار بر زمین افتاد .


 شخصی از امام صادق (علیه السلام) سوال نمود : چرا دشمن، علی علیه السلام  را با این لقب (قضم) خواند؟

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:


در آغاز بعثت در مکه مشرکان به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آزار می رساندند ولی تا ابوطالب

پدر امام علی (علیه السلام) همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود کسی جرأت جسارت به

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را نداشت. تا اینکه مشرکان عده ای از کودکان را واداشتند تا به

سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگ بیندازند. هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از

خانه خود بیرون می آمد، کودکان سنگ و خاک به طرف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می انداختند.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از این جریان رنج آور (با توجه به اینکه موضوع به میان کودکان کشیده شده بود)

به علی (علیه السلام) (که در آن زمان حدود سیزده سال داشت) شکایت کرد.


علی (علیه السلام) عرض کرد: پدرم و مادرم به فدایت ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هر گاه از خانه

بیرون رفتید مرا نیز با خود بیرون ببرید. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همراه علی (علیه السلام) از خانه بیرون

آمدند کودکان مشرکین، طبق معمول خود، به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگ انداختند.

علی (علیه السلام) به سوی آنها حمله می کرد و هر گاه به آنها می رسید گوش و بینی و عضله صورت آنها

را می گرفت و فشار می داد و در هم می کوبید کودکان بر اثر درد شدید گریه می کردند و به خانه خود باز

می گشتند، پدرانشان می پرسیدند چرا گریه می کنی؟ در پاسخ می گفتند:

قضمنا علی قضمنا علی علی (علیه السلام) ما را گوشمال و... داد از این رو علی (علیه السلام) را

به عنوان قضم یاد کردند (یعنی گوشمال دهنده و درهم کوبنده).


تفسیر قمی ج 1 ص 113 و بحارالانوار : ج 20 صفحه 50 -52

منبع : مسجد حضرت زینب(س)

         موسسه جهانی سبطین

1 نظر

  1. یوسف خیردلیوسف خیردلsays:

    سلام،مطلب خوبی بود

ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!