3کرامت خواندنی از حضرت معصومه (س)

کرامت اول :آب زمزم و تربت

حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای حاج سید احسان الله سبزواری که از فضلای برجسته حوزه

علمیه قم می باشد می فرمود : در سال ۱۴۱۴ هـ . که تولد یکی از فرزندان نزدیک بود به حرم مطهر

بی بی مشرف شدم و عرض کردم:

برای تولد فرزندم سه چیز از شما می خواهم.

۱- مقداری تربت حائر مقدس امام حسین علیه السلام

۲- مقداری آب فرات

۳- مقداری آب زمزم که هر سه را برای برداشتن کام فرزندم می خواستم که در روایات بر آنها تاکید فراوان

شده است.

اینها را می خواستم و مطمئن شدم که انشاء الله درست می شود.

از حرم بیرون آمدم به کسی برخوردم بدون اینکه من چیزی بگویم گفت:

قدری آب زمزم آورده ام شیشه ای بیاور مقداری هم به تو بدهم.

به شخص دیگری برخورد کردم پرسیدم : شما تربت اصل ندارید ؟ استخاره کرد و بعد از استخاره گفت:

بیا من مقداری از تربت ایوان طلا دارم.

وقتی رفتم و تربت را گرفتم همین که به دستم رسید حالم منقلب شد . تربت عجیبی بود وقتی آن را

به منزل آوردم بدنم می لرزید.

اما حاجت سوم ( آب فرات ) را لیاقت نداشتم و آن وقت به دستم نرسید . سالها بعد به دستم رسید.

تربت را با آب زمزم ممزوج کردم وقتی بچه متولد شد ، امّ الزوجه آن را توسّط یکی از پرستارها به

بچه داد و کامش را با آن برداشت.

امیر المومنان علیه السلام می فرماید : کام فرزندان خود را با آب فرات بردارید تا از دوستان ما بشوید.

 

کرامت دوم :آزاد شدن اسیر جنگی

حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای ابن الرّضا از حاج آقای کشفی از خدمتگزاران بلند پایه حرم

حضرت معصومه علیها السلام نقل کردند که در ایام جنگ، شبی از شبها گروهی از اسرای عراقی را به

حرم مطهّر کریمه اهلبیت آورده بودند ، در طرف بالای سر حضرت میله هایی نهاده شده بود که اسرا

در داخل میله ها و دیگر زائران در بیرون میله ها مشغول زیارت بودند . یکمرتبه دیدیم که زنی از

میان تماشاگران جیغ کشید و بلافاصله یکی از اسرا نیز جیغی کشید.

معلوم شد که این اسیر از شیعیان عراقی بوده ، به خدمت سربازی رفته ، توسّط ارتش عراقی او را

اجباراً به جبهه برده اند و آنجا به اسارت نیروهای ایرانی درآمده است.

مادرش نیز به جرم شیعه بودن از عراق اخراج شده ، به ایران آمده ، در قم اسکان داده شده ،

و به کلّی از سرنوشت پسرش بی خبر مانده است.

این مادر بیچاره ، هر شب به حرم مطهّر حضرت معصومه علیها السلام مشرّف می شده ، به خدمت

بی بی عرض می کرده : بی بی جان من پسرم را از تو می خواهم.

آن شب نیز چون شبهای دیگر به حرم مشرّف شده ، برای پسرش دعا کرده ، به حضرت معصومه

علیها السلام متوسّل شده است که یکمرتبه پسرش را در میان اسیران دیده ، بی اختیار جیغ کشیده

، پسرش نیز متوجّه مادر شده ، متقابلاً جیغ کشیده و اینگونه از عنایات حضرت معصومه علیها السلام

پس از سالها جدایی ، چشم مادر با دیدن میوه دلش روشن گردیده است.

پس از این رخداد جالب ، توسّط سازمان بین المللی ترتیبی داده شد که این پسر از اسارت آزاد شده

به کانون گرم خانواده برگردد.

 

کرامت سوم :ارشاد زائر

مرحوم حیدر آقا تهرانی ، متخلّص به ” معجزه ” متوفّای ۱۴۱۸ هـ . از شاعران شایسته و زاهدان

وارسته و صاحب دیوان ارزشمندی در مدایح و مراثی کریمه اهلبیت ، که به عنوان ” لمعات عشق ”

منتشر شده ، در ایّام اقامتش در حوزه علمیّه قم به چلّه نشینی پرداخته ، مراتب ترک حیوانی را

سپری کرده ، اوقات فراغت خود را با اذکار و اوراد واصله از خاندان عصمت و طهارت پر کرده ، تا شبی

در حجره خود واقع بین مدرسه فیضیّه و دارالشّفا دچار تب و لرز شدیدی شده ، تعادل خود را از

دست داده ، خود را در چند قدمی مرگ احساس نموده ، به حضرت معصومه علیها السلام توسّل

جسته ، در عالم رویا جام آبی دریافت کرده ، سلامتی خود را بازیافته و همچنان به اذکار و اوراد روی

آورده ، تا شبی در عالم رویا به محضر مقدّس حضرت معصومه علیها السلام شرفیاب شده ، کریمه

اهلبیت او را از ادامه دادن به اذکار و اوارد نهی کرده و فرموده : ” اگر رضای خدا را خواستاری ، فقط

واجبات را رعایت کن و دیگر دست از مستحبّات بردار".

خود مرحوم معجزه در این رابطه می گوید : بدین لحاظ است که سالها بر من می گذرد که از اوراد و

اذکار دست برداشته ، به واجبات خود ادامه می دهم ، زنهار ، زنهار ، هرچه شارع مقدّس فرموده ، آنرا

از دست ندهید ، زیرا اینگونه اوراد و اذکار برای تذکیه قلب و صفای دل در راه حبّ پروردگار ، تا به

جایی مفید است ، که به جسم زیانی نرسد و روح را فرسوده نسازد.

در مورد سیر و سلوک و سوء استفاده شیطان احیاناً از اوراد و اذکار ، مطلب ارزشمندی از مرحوم آیت

الله حاج سید موسی زر آبادی به دست ما رسیده ، در شرح حال ایشان آورده ایم ، به آنجا مراجعه

شود.

به صورت متواتر با اسناد مورد اعتماد از یکی از خدّام حرم مطهّر به نام مرحوم سیّد محمّد رضوی نقل

شده که گفته : شبی در عالم رویا حضرت معصومه _سلام الله علیها _ را خواب دیدم ، فرمود : ” بلند

شود چراغ گلدسته ها را روشن کن".

به ساعت نگاه کردم دیدم چهار ساعت به اذان صبح باقی است ، دوباره خوابیدم ، باز همان رویا تکرار

شد . بار سوّم بی بی بر من نهیب زد و فرمود : ” مگر به تو نگفتم که بلند شود و چراغهای گلدسته ها

را روشن کن".

از جای برخاستم و چراغهای گلدسته ها را روشن کردم . برف سنگینی آمده بود ، همه جا سفید پوش

بود و هوا بسیار سرد بود.

فردا هوا آفتابی بود ، در صحن مطهّر ایستاده بودم ، دیدم گروهی از زائران با یکدیگر صحبت

می کنند و می گویند : ما چقدر باید از این بی بی تشکّر کنیم ، اگر چند دقیقه چراغهای گلدسته ها

دیرتر روشن می شد ما از سرما تلف شده بودیم.

معلوم شد که اینها در اثر بارش سنگین برف راه را گم کرده بودند و بدون وسیله در وسط بیابان مانده

بودند ، وقتی چراغها به فرمان بی بی روشن می شود ، سمت شهر معلوم می شود و خود را به شهر

می رسانند و از شرّ سرمای سوزان رهایی می یابند.

 

 

منبع:

جلسات قرآن خادمان حضرت زینب(س)

مرجع موبایل اسلامی صراط

8 نظر

  1. همیار ختم صلواتهمیار ختم صلواتsays:

    آیتى از خداست معصومه لطف بى انتهاست معصومه جلوه اى از جمال قرآن چهره اى حق نماست معصومه عطر باغ محمدى دارد زاده مصطفى است معصومه پرتوى از تلالؤ زهرا گوهرى پر بهاست معصومه ولادت باسعادت کریمه اهلبیت س خجسته باد . پذیرای تبریک صلوات گویان دزفول باشید .

  2. سید مجتبیسید مجتبیsays:

    سلام با مطلبی در مورد حجاب با نام(ببخشید آقا میتونم به خانومتون نگاه کنم؟) بروزم. لطفا تشریف بیارید.

  3. گروه مارش ابوالفضل العباس محله کرناسیانگروه مارش ابوالفضل العباس محله کرناسیانsays:

    سلام خیلی ممنون که بهمون سر زدید ولادت حضرت معصومه (س)رو بهتون تبریک عرض میکنم

  4. علی راسخی نیاعلی راسخی نیاsays:

    عالی بود

  5. گروه مارش ابوالفضل العباس محله کرناسیانگروه مارش ابوالفضل العباس محله کرناسیانsays:

    سلام وبلاگ گروه مارش ابوالفضل العباس محله کرناسیان به روز هست و مثل همیشه منتظر نظراتتون هست یا علی

  6. یوسف خیردلیوسف خیردلsays:

    خیلی خوب بود

  7. محمدمهدی گیتیمحمدمهدی گیتیsays:

    بحث خوبی بود

  8. محمد مهدی گیتیمحمد مهدی گیتیsays:

    عالی بود

ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!