مظلومیت یاس

مظلومیت حضرت زهرا(س) از منابع عامه



مخالفین نیز مظلومیت و مصائب تو را بازگو کردند. می خواهم گروهی از عامه که

مظلومیت تو را به زبان یا قلم یادآور شده اند ، نام ببرم تا عظمت مصیبتت معلوم شود:


1- ابن ابی الحدید معتزلی می گوید: وقتی به در خانه ی فاطمه (س) آمدند کاری کردند که

مردم را جمع کردند و کوچه های مدینه مملو از مردم شد و آنچه عمر مرتکب شد

فاطمه(س) دید و ناله زد و صدای وای  بلند کرد ، و جمعیت کثیری از زنان هاشمیات و غیر

هاشمیات اجتماع کردند. حضرت درِ خانه آمد و صدا زد: (( ای ابابکر ، چقدر زود به

اهل بیت پیامبر(ص) هجوم آوردید؟ به خدا قسم ، با عمر تکلم نمی کنم تا خدا را

ملاقات کنم.

اعیان الشیعه ، سید محسن امین عاملی


2- صلاح الدین صفدی شافعی می گوید: در روز بیعت ، عمر بر شکم فاطمه(ع) آنچنان

زد که فاطمه(س) محسن را سقط نمود.

امالی صدوق ، ابن بابویه


3- ابن خیزرانه از زید بن اسلم نقل می کند: من هم از کسانی بودم که هیزم بر در خانه

فاطمه (س) می آوردم ... عمر به فاطمه (س) گفت: آنان که در خانه هستند از خانه بیرون

کن و گرنه خانه و هر کس در آن است می سوزانم. زید بن اسلم گفت: در خانه ،

علی و فاطمه حسن و حسین و جمعی از اصحاب پیامبر(ص) بودند. فاطمه(س) فرمود:

خانه را بر روی فرزندانم می سوزانی ؟! عمر گفت: آری والله مگر اینکه آنان را بیرون کنی تا

بیعت کنند.

الامامه و السیاسه ، ابن قتیبه دینوری


4- ابن قتیبه دینوری می گوید: ... عمر هیزم خواست و گفت: قسم به خدائی که جان عمر

در دست اوست آنان را زا خانه بیرون کن و گرنه خانه را با کسانی که در آن هستند

می سوزانم.گفتند: ای عمر ، فاطمه(س) در این خانه است!!؟ گفت: اگر چه فاطمه باشد.

انساب الاشراف، بلاذری


5- ابن حجر عسقلانی می گوید: عمر فاطمه(س) را با لگد طوری زد که محسن را

سقط کرد.

الانوار


6- ابراهیم بن سیار نظام می گوید: عمر روز بیعت چنان بر شکم فاطمه(س) زد که جنینی

که در شکم داشت سقط کرد. عمر فریاد می زد: حضرت فاطمه(س) را با کسانی که در خانه

هستند بسوزانید، و در خانه غیر از علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) نبود.

انوار الیقین


7- بلاذری می گوید: ... عمر آمد و فتیله ای ( آتش گیره ای) همراه داشت و فاطمه(س) را

نزد درِ خانه دید. حضرت فرمود: ای پسر خطاب ، گویا می خواهی درِخانه ام را بسوزانی ؟

گفت: بلی، و این کارِ من آنچه که پدرت آورده قوی تر است!!

الایقاد ، شاه عبد العظیمی


8- ولی الله دهلوی می گوید: عمر به فاطمه(س) گفت: اینکه من تو و پدرت را دوست دارم

مانع نمی شود که چون این چند نفر نزد تو جمعشده اند دستور دهم خانه را با آنان

بسوزانم!!

الباقیات الصالحات ، محدث قمی


9- مسعودی مورخ می گوید: اهل سقیفه به منزل علی(ع) هجوم آوردند و در خانه اش را

سوزاندند و با اجبار او را از خانه بیرون آوردند ، و سیده النساء (س) را پست در طوری

فشار دادند که محسن(ع) را سقط نمود.

بحار الانوار ، علامه مجلسی

 

استفاده از کتاب مادر خوبی داشتیم نوشته ی ز. ام مهدی

منبع : مسجد حضرت زینب(س)

4 نظر

  1. علیرضازما زادهعلیرضازما زادهsays:

    با سلام مطلب خوبی بود ولی کم بود

  2. خمدرضا زمان زادهخمدرضا زمان زادهsays:

    با سلام مطلب خوب بود ولی کم بود

  3. یوسف خیر دلیوسف خیر دلsays:

    سلام علیکم مطلب خوبی بود اگر میشود دررابطه با این مطلب بیشتر در سایت بزنید باتشکر

  4. علی راسخی نیاعلی راسخی نیاsays:

    دوست داشتم مطلب خوبی بود

ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!