ولادت ستوده

برگرفته از کتاب "تاریخ پیامبران" مؤلف علامه مجلسی (ره)

و زندگانی چهارده معصوم  مؤلف سید جلال جلالی

 

معصوم اول : پیامبر (ص)

نام: محمد- احمد (ص)           

نام پدر: عبدالله          

نام مادر: آمنه         

نام عمو ها: حمزه- ابوطالب- عباس

نام پدر بزرگ: عبدالمطلب      

نام دایه: حلیمه          

 نام همسران: خدیجه(س)- ام سلمه        

نام فرزندان: فاطمه (س)- ابراهیم     

 القاب معروف: خاتم الانبیاء - رسول الله

کنیه: ابوالقاسم

وقت و محل تولد: طلوع فجر روز جمعه 17 ربیع الاول سال 571 میلادی در مکه

متولد شد

دوران نبوت: در سن 40 سالگی، در 27 رجب به پیامبری رسید.و مدت آن 23 سال

بود،13 سال در مکه و 10 سال در مدینه

وقت و محل شهادت: روز دوشنبه 28 صفر سال 11 هجری در سن 63 سالگی در

مدینه منوره بدست نزدیکان آن حضرت

علت شهادت : خوردن گوشت سمی

قاتل: عایشه و حصفه زن پیامبر

مرقد شریف: مدینه منوره

معجزات : قرآن- شق القمر- رد شمس- نزول باران

جنگ ها: بدر- احد- خندق( احزاب)- خیبر – حنین

از حوادث زمان تولد ایشان : حمله اصحاب فیل- لرزیدن ایوان کسری و فرو ریختن 14

کنگره آن – خاموش شدن آتشکده فارس

سال تولد: عام الفیل  

خلاصه زندگی:

1- 40 سال قبل از نبوت  

2- 13 سال دوران نبوت در مکه

3- 10 سال دورا هجرت از مکه به مدینه

پیش از خلقت:

ابن بابویه به سند خود از امام جعفرصادق(ع) روایت کرده است که حضرت

امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند:

حق تعالی ، نور مقدس حضرت رسالت پناه(ص) را خلق فرمود پیش از آنکه آسمانها

و زمین و عرش و کرسی و لوح و قلم و بهشت و دوزخ را بیافریند و پیش از آنکه

احدی از پیغمبران را خلق نماید به چهارصد و بیست و چهار هزار سال، و با آن نور

دوازده حجاب خلق نمود:

حجاب قدرت، حجاب عظمت، حجاب منت، حجاب رحمت، حجاب سعادت ، حجاب

کرامت، حجاب هدایت ، حجاب نبوت، حجاب رفعت، حجاب هیبت، حجاب شفاعت.

گم شدن نبی در کودکی:

ابن عباس به سند معتبر روایت کرده است:

روزی عبدالمطلب نزدیک کعبه نشسته بود. ناگاه منادی ندا کرد: فرزندی به نام

محمد، از حلیمه ناپیدا شده است.

عبدالمطلب در غضب شد و ندا کرد: ای بنی هاشم سوار شوید که محمد ناپیدا شده

است. و سوگند یاد کرد: از اسب به زیر نمی آیم تا محمد را بیابم یا هزار اعرابی و صد

قریشی را بکشم.

او در کعبه می گردید و شعری چند می خواند به این مضمون:

ای پروردگار من! برگردان به سوی من شهسوار من محمد را و نعمت خود را بار دیگر

بر من تازه گردان! پروردگار! اگر محمد پیدا نشود ، تمام قریش را پراکنده خواهم کرد.

پس ندایی از هوا شنید: حق تعالی، محمد را ضایع نخواهد کرد.

پرسید: درکجاست؟

ندا رسید: در فلان وادی است در زیر درخت خار مغیلان.

چون به آن وادی رفتند، آن حضرت را دیدند که به اعجاز خود از درخت خار رطب آبدار

می چیند و تناول می نماید و دو جوان نزدیک او ایستاده اند.

چون نزدیک رفتند ، آن جوانان دور شدند ، و آن جوان جبرئیل و میکائیل بودند.

ازآن حضرت پرسیدند: تو کیستی؟

گفت: منم فرزند عبدالله بن عبدالمطلب.

عبدالمطلب آن حضرت را برگردن خود سوار کرد و برگردانید و بر دور کعبه هفت شوط

آن حضرت را طواف فرمود و زنان بسیار برای دلداری آمنه نزد او جمع شده بودند.

چون آن حضرت را به خانه آورد، به نزد آمنه رفت و به سوی زنان دیگر التفات ننمود.

یک مرتبه ی دیگر عبدالمطلب آن حضرت را برای گردآوری شتران خود فرستاد، چون

مراجعت آن حضرت دیر شد، از هر دره ئ راهی گروهی را برای تفحص آن حضرت

فرستاد و به حلقه ی در کعبه چنگ زد و گفت: آیا برگزیده ی خود را هلاک خواهی

کرد؟! آیا آنچه خبر داده ای از پیغمبری او تغییر خواهی داد؟!

چون آن حضرت مراجعت نمود، او را در برگرفت و بوسید و گفت: پدرم فدای تو باد !

بار دیگر تو را پی کاری نخواهم فرستاد ، می ترسم که دشمنان تو را هلاکت کنند.

مربی و تربیت کننده حضرت :

در نهج البلاغه از حضرت امیر منقول است که خدا مقرون گردانید با حضرت رسول

بزرگترین ملکی از ملائکه خود را که در شب و روز آن حضرت را بر مکارم آداب و

محاسن اخلاق وا می داشت و من پیوشته با آن حضرت بودم مانند طفلی که از پی

مادر خود برود، و هر روز برای من علمی بلند می کرد مرا که پیروی او نمایم و هر

سال مدتی در کوه حراء مجاورت می نمود که من او را می دیدم و دیگری او را

نمی دید و چون مبعوث به غیر از من و خدیجه در ابتدای حال کسی به ایمان نیاورد

و می دیدم نور وحی و رسالت را و می بوییدم شمیم نبوت را.

3 نظر

  1. احمد رضا زمان زادهاحمد رضا زمان زادهsays:

    مطلب خوبی بود

  2. علی رضا زمان زادهعلی رضا زمان زادهsays:

    مطلب خوبی است

  3. محمد مهدی گیتیمحمد مهدی گیتیsays:

    مطلب بسیار خوبی بودوبا تشکر ازاقای احسانی فر مس

ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!