وبلاگicon
داستان

 داستان دختر فراری و یک طلبه 0

داستان دختر فراری و یک طلبه

این ماجرا زمانی اتفاق افتاده بود که حوزه تعطیل شده بود و طلبه ها برای دیدار

خانواده هایشان به شهر و دیار خود رفته بودند ولی محمد باقر طلبه جوان به علت

مشکل مالی ترجیح داد که در حوزه بماند و تک و تنها به درس خواندن مشغول شود

که در یکی ازشب ها محمد باقر در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری

وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و

هیچ نگوید.

 

ادامه داستان در ادامه مطلب